العلامة المجلسي ( مترجم : محمدجواد نجفى )

175

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )

سيدة النساء ! يا ابن بنت المصطفى ! به خدا قسم زينب كليهء آن افرادى را كه در آن مجلس بودند گريان نمود و يزيد همچنان ساكت بود . بعدا يكى از زنان بنى هاشم كه در خانهء يزيد بود براى حسين عليه السلام ناله و ندبه ميكرد و ميگفت : وا حبيباه ! يا سيد اهل بيتاه ! يا ابن محمّداه ! يا ربيع الارامل و اليتاما ! يا قتيل اولاد الادعياء ! يعنى اى حبيب من ! اى بزرگ اهل بيت من ! اى پسر محمّد ! صلّى اللَّه عليه و آله اى فريادرس بيوه زنان و يتيمان ! اى قتيل فرزندان زنا ! هر كسى اين ناله و ندبه را شنيد گريان شد . يزيد پس از اين جريان چوب خيزران خواست و با آن به دندانهاى ثناياى امام حسين زد . ابو برزهء اسلمى متوجه يزيد شد و گفت : اى يزيد ! واى بر تو ! آيا با چوب بدندانهاى حسين بن فاطمه ميزنى ! من شهادت مىدهم كه ديدم پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله دندانهاى اين حسين و برادرش حسن را ميمكيد و ميبوسيد و به ايشان ميفرمود : انتما سيد الشباب اهل الجنة يعنى شما دو بزرگ جوانان اهل بهشت ميباشيد ، خدا قاتل شما را بكشد و او را لعنت كند و جهنم را كه بد جايگاهى است براى او مهيا كند يزيد خشمناك شد و دستور داد : او را خارج نمايند . وى را كشيدند و از مجلس خارج كردند سپس يزيد بن معاويه به ابيات ابن زبعرى « 1 » متمثل شد و گفت :

--> ( 1 ) كلمهء زبعرى بكسر زاء و فتح باء و سكون عين است . نام ابن زبعرى : عبد اللَّه بود . وى يكى از شعراى قريش بود كه مسلمانان و پيغمبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله را هجو مىكرد . او در روز فتح مكه فرار كرد . سپس برگشت و از رسول خدا پوزش طلبيد . ما شرح حال وى را در جلد اول كتاب : كنى و القاب محدث قمى ترجمه كرده‌ايم - مترجم